من تو را سخاوتمندانه به کسی هدیه میدهم که از من عاشقتر باشد و از من برای من مهربانتر .............
من تو را به کسی هدیه میدهم که صدای تو را از فراز فرسخها راه دور ..در خشم در مهربانی در دلتنگی در هزار همهمه دنیا یکه و تنها بشناسد
من تو را سخاوتمنمدانه به کسی هدیه میدهم که راز افتابگردان وتمام سخاوتهای عاشقانه این دل معصوم را بدان و ترنم هر اهنگ هر نجوای کوچک برایش یک خاطره مشترک باشد..
او باید از رنگین کمان چشمان تو تشخیص بدهد که امروز هوای دلت افتابیست یا ان دلی که من برایش میمیرم سرد و بارانی است .
من تو را سخاوتمندانه به کسی هدیه میدهم که قلبش بعد از هزار بار دیدن تو باز هم به بی پروایی اولین نگاه من بتپد همان طور عاشق و مبهوت....
تو را سخاوتمندانه خواهم بخشید با دنایی حسرت و او را که از من عاشق تر است هزار بار خواهم بوسید
یک بار دیگر بگذار بی ادعا اقرار کنم که دلم برای تو تنگ میشود
اینقدر دوستت دارم بشنوی خندت میگیره ه
تو نگا میکنی و دلم تو چشات میمیره...